
( به دلیل بروز بودن متن های تارنگار از صفحات و برگه های دیگر نیز دیدن فرمایید )
نشانی های دیگر تارنگار سنتور برای دسترسی آسانتر

با درود خدمت شما بازدید کننده گرامی
ضمن خوش آمد گویی از اینکه مهمان مجله مجازی سنتوررسنتورشده اید بسیار خرسندم شما با بیان نمودن دیدگاه خود باعث پیشرفت این مجله و بنا نهادن متن ها وموضوع های بهتر و بیشتر خواهید شد.
بنابراین خواهشمندم دیدگاه خود را درباره ی متن های این مجله مجازی بیان نموده و در نظر سنجی مجله شرکت نمایید.
درصورت عضو شدن در خبرنامه مجله پس از هر بار بروز رسانی از راه رایانامه(ایمیل)خبررسانی خواهد شد.
باسپاس بی پایان
سپید و بهروز باشید
بدرود
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
مصاحبه با پرواز همای درباره استاد فریدون پور رضا
سید فرزام حسینی: زندهیاد «فریدون پوررضا» در طول سالهایی که آواز تدریس میکرد، شاگردان زیادی نیز تربیت کرد. شاگردانی که از سراسر گیلان به دیدارش میآمدند تا گوشه ایی از این گنجینه آوازهای بومی و ملی را بیاموزند. به سراغ یکی از شاگردان استاد رفتم که امروز برای خودش در عرصه موسیقی محلی و ملی، نامی و جایی پیدا کرده است و کنسرتهایش در شهرهای مهم جهان برگزار میشود. «سعید جعفرزاده احمد سرگورابی» که چند سالی میشود به «پرواز همای» تغییر نام داده است، متولد 1357 در روستای احمد سرگوراب از توابع شهرستان شفت است. وی پس از طی دوران تحصیلی تا مقطع دیپلم به تهران آمده و در دانشگاه موسیقی مدرک کارشناسی خود را دریافت کرده است. از جمله فعالیتهای موسیقایی وی میتوان از اجرای کنسرتهای متعددی با عناوین «این چه جهانی است»، «اپرای موسی و شبان»، «سربازان» و… در سالنها و تالارهایی مانند «کاخ نیاوران»، «تالار وحدت»، «والت دیزنی» و… نام برد. با پرواز همای به گفتوگو نشستیم تا از چند سال همنشینی و شاگردی استاد پوررضا برایمان بگوید:
اگر در صد سال اخیر برای عرصه آواز گیلان، سه ستون مستحکم در نظر بگیریم، بیشک باید از آقایان «احمد عاشورپور»، «فریدون پوررضا» و «ناصر مسعودی» یاد کنیم. در این میان شما جایگاه و اهمیت فریدون پوررضا را در بین این سه نفر در چه قسمتی از موسیقی گیلان بیشتر میدانید؟
بدون شک هر سه از بزرگان موسیقی گیلان هستند که هر کدام جایگاه خاصی در دل مردم و موسیقی ما دارند. فریدون پوررضا بیشتر به خواندن موسیقی روستاها و آنچه که بر زبان کشاورزان و روستاییان جاری بود، میپرداخت.
ایشان هم از نظر موسیقی محلی و هم ردیف دستگاههای موسیقی ایران جایگاه بالایی داشتند. ردیفی که آموزش میدادند بسیار کاملتر از اکثر استادانی است که من در تهران شاگردشان بودم، چرا که در تهران مکتب دوامی یا کریمی را آموزش میدادند یا گاهگاهی بخشی از ردیفی که ناقص از طاهرزاده به جا مانده بود. اما استاد پوررضا ردیفی که از تعزیهخوانهای سابق به ارمغان داشت به همه یاد میداد، ردیف حقیقی و کامل موسیقی آوازی ایران گنجینهیی بود در سینه ایشان که با خود به خاک بردند.
موسیقی و صدای ایشان بیشتر به صدای روستاییان نزدیک بود. استاد عاشورپور بیشتر نغمهها و موسیقی کلاسیک اروپا را به زبان فارسی اجرا میکردند البته موسیقی گیلان را هم به آن میافزودند که آن نیز بسیار زیبا و دلنشین بود. اما استاد ناصر مسعودی نیز مانند استاد پوررضا بیشتر زبان حال مردم گیلان است و صدایش مانند نسیمی دلنواز آرامبخش دلهای مردم. ایشان نیز در موسیقی ایرانی بسیار متبحر و استاد هستند که سالهای سال در رادیو گلها در کنار استادان بزرگ موسیقی ایران درخشیدند و نامآور گیلان بودند.
خاطرتان هست که نخستین بار کجا و از چه طریقی صدای استاد پوررضا را شنیدید؟
نخستین بار در راهروی سالن سردار جنگل رشت وقتی میخواستم در کلاس آواز ایشان حاضر شوم.
کدام ترانه یا آواز بود؟
درآمد خرد از دستگاه شور را درس میدادند.
میدانم که شما بعدها از زمره شاگردان مرحوم پوررضا شدید، نحوه آشنایی حضوری با استاد از چه طریقی بود؟ کلاسهایتان چگونه برگزار میشد؟
به خواسته خودم در 16 سالگی شاگرد ایشان شدم، در کلاسهای ایشان به روی من باز شد. اوایل در سالن سردار جنگل و بعدها که سالن خاتمالانبیای رشت احداث شد، در طبقه بالا در یکی از کلاسها ایشان درس میدادند.
آقای پوررضا علاوه بر استادی در آواز، به صورت تخصصی یا تفننی سازی هم مینواختند؟
ایشان برای اجرا کردن نیاز به هیچ سازی نداشت، به قول خودشان «این صدا به تنهایی میتواند برای هزاران نفر بخواند»، من هیچگاه ندیدم سازی بنوازند، اما وقتی به ما قطع ضربی درس میدادند با انگشتانشان بسیار زیبا روی میز ضرب میگرفتند.
ایشان علاوه بر فعالیت در حوزه اجرایی موسیقی، کارهای زیادی در حوزه جمعآوری موسیقی محلی نواحی مختلف گیلان هم انجام دادهاند، این دست فعالیتهای ایشان چه تاثیری میتواند در آینده و حال موسیقی گیلان بگذارد؟
متاسفانه ایشان هیچگاه موسیقی محلی را به کسی درس نمیدادند، اما از آهنگهایی که تاکنون خواندهاند بسیار میشود آموخت، کتابی هم از آنها نوشته بودند که درباره بسیاری از این نغمهها سخن گفتهاند. اما اگر به جای سخن گفتن، این نغمهها را بر روی نوار ضبط میکردند خیلی بهتر بود. اگر اثری از این نغمهها مانده باشد میتوان به دیگران آموخت.
قطعا سالها همنشینی و یادگیری از استاد تاثیراتی هم بر کار حرفهیی شما گذاشته است، وجه بارز این تاثیرات بر کدام قسمت زندگی موسیقایی شما بوده است؟
جسارت در خواندن را تنها از ایشان آموختم، وقتی آواز میخواندند در قالب کسی بودند که گویا آن شعر برای او سروده شده بود، گویا خود ایشان عاشق «رعنا» یا «مریم» بودند، وقتی «شخم به کار ورزای» را میخواندند انگار که در شالیزار هستند و با گاو شخم میزنند و میخوانند. من از ایشان آموختم که آواز تنها خواندن نیست بلکه بازی در نقشی است که آن را به آواز اجرا میکنیم.
بدون شک برای هیچ هنرمند بزرگی جایگزین وجود ندارد، اما فکر میکنید چگونه میتوان جای خالی فریدون پوررضا را خاصه در موسیقی گیلان پر کرد؟
از همه بیشتر باید به «ناصر مسعودی» و «ناصر وحدتی» و دیگران بها داد و آنچه را در سینهشان حفظ کردهاند، آموخت و به جوانترهایی که این صدا و آواز را دوست دارند باید بها داد تا راه او را ادامه دهند. اگرچه هیچگاه کسی نمیتواند مثل او باشد اما میتوان یک صدای دیگر را به جامعه موسیقی گیلان معرفی کرد که میدانم جوانهای لایق بسیاری هستند.
در میان آثار ایشان کدام کار را بیشتر از بقیه میپسندید و ارزش ویژه آن کار را در چه میدانید؟
من همه کارهایشان را دوست دارم اما آهنگ «گداعلی» را از همه بیشتر گوش میدهم.
اگر تمایل دارید، خاطره ای از آقای پوررضا برای ما بگویید.
زیباترین خاطره من این بود که بارها پس از پایان کلاس از من میخواستند که بخوانم و با این کار بسیار به من روحیه میبخشیدند و شوق خواندن را صد چندان میکردند. یادش گرامی و آرزو دارم که شاگرد خوبی برای ایشان بوده باشم.
طبقه بندی: مستان و همای









